علمی و ادبی علمی و ادبی

ترتیل کامل قرآن ترتیل کامل قرآن
ترتیل کامل قرآن کریم
با صدای استاد شهریار پرهیزگار
سریال گمشدگان
معروف‌ترین سریال جهان
پرفروش‌ترین سریال جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 9 تیر ماه سال 1388 ساعت 20:42

 


*بقیه ی تصاویر در ادامه ی مطلب ==›

جمعا ۱۲ تصویر


کلمات کلیدی: عکس های قدیمی تهران | تهران قدیم | تهران در زمان قاجار

 
 
جمعه 18 اردیبهشت 1388 ساعت 8:17 PM

 


*بقیه ی تصاویر در ادامه ی مطلب ==›

جمعا ۹ تصویر


 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 27 خرداد ماه سال 1388 ساعت 18:33

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 19 خرداد ماه سال 1388 ساعت 19:54

 







del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 13 خرداد ماه سال 1388 ساعت 20:02

IMAG0049

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 13 خرداد ماه سال 1388 ساعت 11:41

روح انسان پس از مرگ کالبد مادی از تمام تعلقات خویش به جسم صرفنظر نمی کند، و از همین طریق نسبت به بدن خویش آگاه است. به چنین ارتباطی، ارتباط تعلقی می گویند. روح انسان از چنین امکانی برخوردار است که از طریق این ارتباط و تعلق، از جسم و عالم ماده آگاه شود. از طرف دیگر روح پس از ترک بدن، به عالم فرامادی برزخ پا نهاده و با عالمی جدید روبرو شده است. این عالم نظامی کاملا متفاوت با عالم ماده دارد و روح به خاطر ترک تعلقات مادی، آزادانه تر به حقایق عالم روح آگاه می شود.
ژرفا و وسعت ارتباط روح و بدن و آگاهی از جهان مادی ما و نیز علم روح به حقایق جهان برزخ ما بستگی به توانائی هائی است که روح در جهان ماده به دست آورده است. پس هرچه روح انسان در جهان ماده بیشتر به خدا و فضایل الهی آراسته شده باشد، و از علم و دانش کامل تری نسبت به حقایق جهان هستی برخوردار شده باشد، پس از مرگ قدرتمند تر است و از جهان مادی و فرامادی آگاهی بیشتری دارد.
بنابراین نمی توان گفت که همه ارواح پس از مرگ همه چیز را درک می کنند. شاید بعضی از ارواح از چنان قدرت و توانمندی برخوردار باشند که همیشه بتوانند همه چیز را درک کنند و برخی دیگر به خاطر تعلقات شدید به جهان مادی به سختی و در مدتی طولانی توانائی های لازم برای آگاهی های جدید را پیدا کنند.
خلاصه آنکه ادراک روح از عالم ماده و جهان فرامادی و نیز ژرفای توجه آن به جسم، بسته به توانمندی هائی است که روح در عالم ماده کسب کرده است و عمل و آگاهی به شریعت الهی - که اینک در چهره اسلام نمودار است - بالاترین توانمندی ها را به روح ارزانی می دارد. از همین رو ممکن است روح انسان پس از مرگ با توجه به توانائی های آن همه چیز را درک کند و چهل روز بیشتر یا کمتر وجهی ندارد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 10 خرداد ماه سال 1388 ساعت 20:22
چهارشنبه 9 بهمن ماه سال 1387 ساعت 11:30 AM

۱- مسعود محمدی ۲-جمشید طیب قاسمی ۳-محمد علی پاشایی باربین ۴-بهروز حسین زاد صیادی 

 ۵-اسماعیل   زرین تاج (کربیتچلر دسته سی۶ -هدایت کلسرخی ۷ -بابا علی   حقیقی بند

۸-عسگر  قرآنی   ۹-علی  حشمت  نجف آباد۱۰- محمدعلی  حمیدی   ۱۱-خیراله   حسینی 

 ۱۲-عباس  اسدی  قلیلو (راد)  ۱۳-ابراهیم مکرم ۱۴ -علی  مسلمی ۱۵-محسن اعتقادی

۱۶-کامل  باقر نور آذری  ۱۷-رجب  بهاری   ۱۸-رجب   احسان فلاحت    ۱۹-فیروز   طاهری

۲۰-عباس احمدی پیرمراد۲۱-زلفعلی عبدالهی۲۲-مصطفی حجازی ۲۳-پرویزقره باغی

۲۴-حمید اقوامی۲۵-فریدون حیدراسدی ۲۶-حسن سیقنالو(بهرامی فر)۲۷-علی خیرسان

۲۸-هوشنگ نجف زاده۲۹-محمد  رضا  نعلبندی  رضایی (کیایی فر) ۳۰ -فرامرز   حبشیانی

     ۳۱ -  محمود  تیمورزاده               ۳۲ -اکبر خلیلی                     ۳۳-علی   بدری 

۳۴-عزت اظهری ۳۵-احمد حاج حبیب زاده     (قربه لرکلاسی) 

 ۳۶-عبداله حبیب پورسدانی   ۳۷-علی ذولفقاری      ۳۸-عزت اله اسماعیلی  

۳۹-کاظم کافی مولا ۴۰-اکبر شکاری

زنده یادان

 

(۴۱- بهلول امینی ۴۲-پرویز فرامرز پور۴۳- فیروز تمجیدی ۴۴-محمد فیروز۴۵ -محمد پورسردار)  

-

از همکلاسان عزیز خواهشمنداست با اینجانب مسعود محمدی 

با شماره۲۲۳۱۹۷۳ یا۰۹۱۴۴۴۱۸۴۰۵ تماس بگیرید

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 11:16

تورکی - فارسی

شکیل چکه جم - نقاشی خواهم کشید

بیر ائلی بُراندا قاردا چکه جَم

بیر ائلی باهاردا واردا چکه جَم

قومی را در برف و بوران خواهم کشید

قومی را در بهار و هستی خواهم کشید

بیر شکیل چکه جَم گـُز گیله سینه

آرزیلار دوزوله سیلسیله سینه

بیر باهار سالاجیام قیش چیله سینه

بیر لالا خـُنچاسین قاردا چکه جَم

نقشی خواهم زد به روی تخم چشم

در حالی که زنجیر آرمانها را بر گردن داشته باشد

در چله زمشتانش بهاری خواهم انداخت

غنچه لاله را در برف خواهم کشید

بیر داغی چکه جَم دومان ایچینده

بیر دُغرو بیتیرم گومان ایچینده

(بیر حققی دوغرولوردام گومان ایچینده)

بیر درین باخیش کی جومان ایچینده

شاخدادا بیر آعاج باردا چکه جَم

یک کوه مه گرفته خواهم کشید

واقعیتی را از رویاها خواهم آفرید

(حقیقتی گم شده را از میان اوهام بیرون خواهم کشید)

نگاه عمیقی که تیز بینی در آن فرو رفته باشد

در برفک ریزان خشک، درختی به بار نشسته خواهم کشید

بیر سئلی چکه جَم سارا قـُینوندا

بیر ائلی یاردیمسیز یارا قـُینوندا

بیر دیلی آسیلی چارا قـُینوندا

بیر دیلی دیلچکسیز دارا چکه جَم

سیلی خواهم کشید که سارا در آغوشش باشد

یک قوم بی یاور با زخمی در بر

آنکه زبانش بر دار ولی درمان دردها را در آغوش دارد

نقش زبانی بی آزار را بر بالای دار خواهم کشید

تیکیلی بیر آغیز چکه جَم بوما

بیر درین باخیش کی فیکیره جوما

یـُللیام شکیلی تئهرانا قوما

بیر ائلین یوخلوغون واردا چکه جَم

( ائلیمی باهاردا واردا چکه جَم )

زبان دوخته ای را بر بوم خواهم کشید

نگاهی عمیق که در فکر فرو رفته باشد

که آن نقاشی را به تهران و قم بفرستم

نیستی قومی را در هستی خواهم کشید

(قومم را در بهار و هستی خواهم کشید)

بیر ایشیغ چکه جَم اوزاخدان آتیب

بیر دنیز چکه جَم دنیزه باتیب

بیر ائلی چکه جَم مین ایلدی یاتیب

وارلیغین بیلمیرم هاردا چکه جَم

روشنیی خواهم کشید که از دور تابیده است

دریایی خواهم کشید که در دریایی غرق شده است

قومی را خواهم کشید که هزار سال است خفته است

نمی دانم هستی اش را در کجا خواهم کشید

نئی لییم دیلسیز باش چکنمیرم

سینـَمده اورک، داش چکنمیرم

ائلیمین گـُزونده یاش چکنمیرم

بو ائلین ماهنی سین هاردا چکه جَم

( ائلیمی باهاردا واردا چکه جَم )

چه کنم که نمی توانم سری بی زبان بکشم

در سینه قلب دارم نمی توانم به جایش سنگ بکشم

در چشم قومم نمی توانم اشک بکشم

ناله های این قوم را در کجا خواهم کشید

(قومم را در بهار و هستی خواهم کشید)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 17:04

بازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلش

بازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلشبازی های آنلاین فلش

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 16:57

0-5 چهره : شما فردی ساده هستید

6-7 چهره :شما فرد گیجی هستید

8-9 چهره : شما فرد معمولی هستید

10-11 چهره : شما فرد بالاتر از معمولی هستید

12-13 چهره : شما فرد با هوشی هستید

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 19:08

                                             ماهیت زمان قسمت اول

دوستان عزیز همانطوریکه میدانید هر ذره متحرک دارای میدانی است که اطراف آن را احاطه نموده است که حاصل حرکت وضعی وانتقالی آن ذره میباشد که در مورد ذرات مادی نام میدان الکترومغناطیس را بر آن نهاده ایم که بنا به میدانی که از هر ذره ای متساعد میگردد متفاوت میباشد که در مورد میدان الکترو مغناطیس  الکترون بحث های زیادی شده است که متناسب با سرعت حرکتهای آن متفاوت بوده و فرکانسهای مختلف آن را بوجود میآورد البته شتاب سرعتی حرکت الکترون نیز چنانچه مثبت باشد یک نوع میدان  وچنانچه شتاب حرکت آن منفی باشد و الکترون در حال کاهش سرعت یعنی از دست دادن انرژی باشد فرکانسهای مختلف نور را بوجود خواهد آورد(که این مطلب طیفهای نوری را بوجود میآورد).خوب اینها مطالب آشنائی است و گمان میکنم که کسانی که به این وبلاگ سر میزنند همگی با آن آشنا باشند اما راستی میدانهائی که ذرات ضد ماده بوجود میآورند چه ماهیتی دارد ؟وچگونه میتوان آنها را مورد بررسی قرار داد؟ آیا ماهیت میدانی که هنگام از دست دادن انرژی توسط ضد الکترون در زمانیکه انرژی از دست میدهد با  الکترون یکی است یا نوری که از آن متساعد میگردد خاصیت ضد نور دارد و اصولا" ضد نور چیست؟

آنچه مسلم ومبرهن است اینست که ماهیت میدان الکترو مغناطیس متساعده از ضد الکترون نمیتواند یکسان با میدانهای مادی باشد و 100% ماهیتی ضد میدانهای مادی خواهد داشت  ودر تداخل با میدانهای مادی موجب ایستائی ذرات و تبدیلشان به انرژی خواهد بود  یعنی میدانهای ضد مادی موجب از بین رفتن حیات مادی میشوند البته همانگونه که عکس آن صادق است پس این دو میدان دارای تقابل بوده و نسبت به یکدیگر یکسان عمل میکنند و همانگونه که میدانهای مادی فضا را بوجود آورده اند آنها نیز در فضا بسط یافته و یک فضای ضد مادی را بوجود آورده اند ابته بنا به به مطالبی که قبلا" ذکر شد بعلت سرعت بیشتر ضد الکترون دارای گستره بیشتری بود و فضای ضد مادی کمی بزرگتر از فضای مادی میباشد و همانند فضای مادی دارای انحنائی همگن میباشد که در تقابل با انحناء فضای مادی به یک همگونی رسیده و ضریب انحناء جهانی باید ترکیبی متناسب با دو انحناء باشد و باید اعلام کنم که این همان توضیح ماهیت زمان از دیدگاه من میباشد یعنی میدانی گسترده در کل فضا با ضریبی ثابت وهمگن  در فضا که تمامی ذرات وضد آنها درون آن حرکت میکنند وتقابل آن با فضای مادی موجب میگردد که هیچ جسم .جرم یا ذره ثابتی در جهان  وجود نداشته باشد و چنانچه ما این دو فضا را به نام فضا برای ماده وزمان برای ضد ماده نامگذاری کنیم حرکت حاصل تقابل فضا و زمان خواهد بودو زمان در تعریف میدان حاصل از حرکت ذرات ضد مادی در درون ماده خواهد بود و این دلیل قطعی برابی  اثباط قانون بقای ماده وانرژی خواهد بود.

 


 

                                        فیزیک سه بعدی     

 

خوب فکر میکنم از اینجا باید در حدفهایمان کمی احتیاط کنیم تا راه هرگونه شبهه را به خود بسته باشیم بحث واکنش زنجیره ای که در اینجا مطرح میشود ناگزیر بوده واحساس میکنم برای توضیح مطالب قبلی لازم میباشد .

اینبار ما همانگونه که همیشه مطرح شده است مطلب را ارائه میکنیم فقط با این تفاوت که نه تنها ذرات مادی اتم بلکه ذرات ضد ماده را نیز بررسی میکنیم.

همانطوریکه میدانید ما برای انجام واکنش زنجیره ای ابتدا تز یک ماده رادیو اکتیو که دارای نیمه عمر بسیار کم باشد استفاده میکنیم و نوترونهای آنرا که با سرعت نسبتا" کمی حرکت میکنند را به سوی هسته یک اتم هدایت میکنیم از آنجائیکه نوترون دارای هیچ بار الکتریکی شناخته شده نیست(آیا ذره میتواند بدون بار الکتریکی باشد؟ وآیا آنچه که ما بار خنثی مینامیم نمیتواند خود یک نوع بار الکتریکی باشد؟)براحتی میتواند از فواصل مکانی بین الکترونها وضد پروتونها عبور نمود واز آنجائیکه یک ذره سنگین و بزرگ میباشد وارد هسته شود که در این زمان با توجه به اندازه کوچک ذره نمیتواند خود را به مرکز هسته رسانده و در نتیجه تعادل هسته را برهم زده و موجب میشود اتم شکل خود را از دست داده و ذرات به صورت آزاد رها گردند (ولی این موضوع تاکنون نمیتواند موجب آزاد سازی ناگهانی انرژی آنهم در سطح وسیع گردد) در نتیجه پس از آزاد شدن ذرات نوترونهای آزاد به اتمهای همجوار وارد شده و هسته های دیگر را متلاشی مینمایند واین عمل تکرار شده و موجب متلاشی شدن تمام اتمهای فعال موجد در آن محیط میگردد یعنی این واکنش به تعداد نوترونهای موجود در هسته اولیه به توان اتمهای فعال موجود در محیط واکنش تکرار میشود. ولی ما تا اینجا دلیلی برای تبدیل جرم به انرژی ودر نتیجه ایجاد یک انفجار بزرگ را نداریم به نظر بنده زمانی که هسته ها متلاشی میشود وذرات آزاد مادی وضد مادی در محیط آزاد میشود و هنوز محیط ما بسته میباشد عدهای از ذرات مادی وضد مادی بصورت تصادفی اما لاجرم با یک دیگر برخور کرده ودر نتیجه پیوندهای بافتی ذرات شکسته شده و میدانهای حاصل در یک ذره از بین رفته و تعداد ذرات مادی و بمیزان مساوی ذرات ضد مادی تبدیل به انرژی میگردد وبه اصطلاح مقداری ماده ناپدید میشودو ایجاست که انرژی بصورت ناگهانی وبسیار زیاد آزاد شده و به اصطلاح انفجار هسته ای بوقوع میپیوندد و.لی آیا میتوان این بحث را به اندازه های بزرگ یعنی آسمان تمیم داد؟

دوستان عزیز تمامی تلاش من اینست که توضیح دهم که دیگر زمان فیزیک یک بعدی به پایان رسیده و ما میبایستی ضد ماده را وارد تمامی فعالیتهای فیزیکی کنیم و تازه آن زمان است که بعد سوم فیزیک یعنی بحث بر روی ذرات خنثی یعنی نوترون و ضد نوترون وارد عرصه فیزیک خواهد شدو به همین دلیل بنده نام مبحث کلی مطالعاتم را فیزیک سه بعدی نهاده ام دنیائی که در آن همه چیز به صورت کلی و در رابطه با یکدیگر مطرح میشود. یکی از ایراداتی که همسرم در مورد مطالبم به من میگیرد و من آنرا کاملا" وارد میدانم این است که من مقاله ها را سریع و کلی مینویسم و این ایرادی است که شاید شما نیز بر من وارد بدانید ولی باید اظهار کنم که من چاره ای جز این ندارم چون هر مطلب از این موضوعات چنانچه بسط دهیم خود مطلبی است که یک عمر زمان میخواهد وصد ا فسوس که ما یک بار متولد میشویم و یک بار میمیریم وبا خود سؤالات و

حتی دانسته های فراوانی را میبریم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 09:47

جام جم آنلاین: راز شفق قطبی یکی از با شکوه ترین مناظر طبیعی جهان توسط دانشمندان موسسه فیزیک زمین و فیزیک ماورا در آلمان کشف شد.

تصویر نور شبح مانندی که در مناطق قطبی آسمان را درخشان می کند برای قرنها در قالب افسانه باقی مانده و زمینیان را شیفته خود کرده است. اما اکنون دانشمندان موفق به کشف جزئیات بیشتری از این پدیده افسانه ای شده اند.

این نور که با نام سپیده شمالی نیز شناسایی می شود زمانی به وجود می آید که توفانهای الکتریکی با زمین برخورد کرده و با لایه یونیسفر، یکی از لایه های بالایی اتمسفر تماس برقرار می کند. این توفانها در سرعتی بیش از یک میلیون مایل در ثانیه در چرخش بوده و ابرهای وسیعی از ذرات خورشیدی را به وجود می آورد.

ابرهای خورشیدی در ارتفاع 40 هزار مایلی از سطح زمین جمع شده و زمانی که به واسطه نیروی بار الکتریکی خود از هم گسسته می شوند، گردبادهایی را به وجود می آورند. اخترشناسان از گذشته می دانستند که این نورها از برخورد جریانی از ذرات خورشیدی یا بادهای خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین به وجود می آیند.

اما محققان موسسه فیزیک زمین و  فیزیک ماورا طی مطالعه ای دریافتند که چگونه میدان مغناطیسی زمین ذرات خورشیدی را در سمت رو به خورشید زمین و قبل از انحراف آنها به سمت تاریک به دام انداخته و به ابرهایی تبدیل می کند که در نهایت به سوی زمین حرکت می کنند.

دانشمندان با استفاده از پنج ماهواره ناسا که به منظور ردیابی شفق‌های قطبی در قطب شمال و جنوب به مدار ارسال شده اند، موفق به ثبت اولین تصاویر از این توفانها شدند.

به گفته دانشمندان این ماهواره ها و اطلاعات به دست آمده از آنها اولین فرصتی است که به واسطه آن می توان چگونگی شکل گیری شفق های قطبی و میزان انرژی نهفته در آنها را به صورت سه بعدی مشاهده کرد.

دانشمندان موسسه فیزیک زمین و ماورا یافته های خود را در اتحادیه علوم زمینی اروپا که هفته گذشته در وین برگزار شد، مورد بررسی قرار دادند.

مهر


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 19:06

طبیعت سبز و گل های بهاری

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 17:19
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 24 فروردین ماه سال 1388 ساعت 18:06

رقص و شادی ِ زنان بخارایی

برای دیدن ِ رقص و شادی ِ زنان بخارایی در "لب ِ حوض" اینجا را کلیک کنید.
To see the happiness and dance of women beside Labi Hauz in Bukhara, CLICK HERE

 

در یکی از حجره های مدرسه ی "اُلُغ بیگ" (سده ی 9 هجری) که به زمانِ بازدیدم در آن صنایع دستی فروخته می شد، نقشی از داستان ِ "شیرین" و "فرهاد" دیدم که شیفته ام ساخت: "فرهاد" به پای ِ "شیرین" افتاده است و "شیرین" مشفقانه او را نوازش می کند، در حالیکه در پس زمینه ی نقش، شهر ِ "بخارا" و مَناره یِ مشهور ِ "کلان" دیده می شود. اندیشیدم که نقاش، "فرهاد" و "شیرین" را از "بیستون"ِ عهد ساسانی به "بخارا"ی ِ عهد اسلامی آورده است تا روایت ِ"عشق ِ صادق" را در خاک ِ خود نقش زَنَد:

 

تصویر 5 : نقش "شیرین" و "فرهاد" در بخاراA miniature of "Shirin and Farhad story", that I saw it at  UlugBek Madrasa in a Hojra.  This is a romantic story from the Sassanid era in Bistun-Kermanshah province of Iran, but here we see the adaptation in Islamize form in Bukhara city.

 

مَناره یِ  

تصویر 6 : مَناره یِ "کلان" در بخارا
این مَناره ی آجری که نماد ِ شهر بخارا است، در سده ی 6 هجری (12 میلادی) ساخته شد. بلندی آن از سطح زمین 46 متر است و قریب ِ 10 متر نیز عمق فونداسیون ِ آن می باشد. از آنجا که این مَناره در ابتدا بصورت منفرد ساخته شده بود و مسجدی متصل بدان نبود، این گمان که در بدو  ِ ساخت از آن به عنوان مأذنه استفاده می شد، محل تردید است و بیشتر سخنی که در اَفواه مردم است درست به نظر می رسد که در شب، آتش ِ فانوس ها بر فرازش می افروختند تا راهنمای مسافران ِ بخارا باشد.
Kalan Minaret in Bukhara city
The word "Minaret" as the meaning of "a place for lighting" displays the primary usage of this structure, not for calling Muslims to pray, but a tower of Fire or lantern in the night to lead travelers to the city.
 


بازدید از "ارگ بخارا" نیز برایم لذت بخش بود، به ویژه که در موزه ی داخل ِ ارگ، توانستم برای نخستین بار یک نقاشی ِ دیواری ِ بی نظیر ِ سُغدی را از نزدیک ببینم. نقشی از اواخر عهد ساسانی که در کاوشهای شهر ِ کهن ِ "وَرَخشا" (ارگ نشین ِ کهن ِ بخارا) یافته شده بود و شاهَکِ محلی را در خانه اش (خدا خانه) به همراه همسر و پسر جوانش در حال ِ نیایش به دور ِ آتش مقدس نشان می داد:

نقش ِ سُغدیِ اواخر عهد ساسانی  

تصویر 7 : نقش ِ سُغدیِ اواخر عهد ساسانی در موزه ی ارگ ِ بخارا که شاهک ِ محلی ِ وَرَخشا را به همراه همسر و پسر جوانش در حال نیایش به نزدیکی ِ آتش مقدس نشان می دهد.Mural saint veneration for holy fire (ruler with his wife and young son near a sacred fire). VARAHSHA. Palace oriental hall. 7th Cent.

 

ارگ بخارا 

تصویر 8 : ارگ بخاراARK fortress in Bukhara

 

 

به هنگام غروب، در مدرسه ی "نادر دیوان بیگی" شاهد رقص زیبایِ نوروزیِ زنان و دخترانِ جوان بخارایی بودم که عکسها و بخشی از فیلم ِ آنرا تقدیم می دارم:

رقص محلی زنان و دختران بخارایی   

رقص محلی زنان و دختران بخارایی  

رقص محلی زنان و دختران بخارایی

تصویر 9 : عکسهایی از رقص محلی زنان و دختران بخارایی در مدرسه ی "نادر دیوان بیگی"(اگر برخی از عکسها نشان داده نشدند، کلیک ِ راست کنید و  SHOW PICTUREرا انتخاب کنید)
women and young girls of Bukhra are dancing at Nadir Divanbeghi Medressa(If the photos was not shown, RIGHT CLICK > SHOW PICTURE)

برای دیدن بخشی از فیلم رقص محلی زنان و دختران بخارایی در مدرسه ی "نادر دیوان بیگی" اینجا را کلیک کنید
To see a part of the film, "folklore dance at Nadir Divanbeghi Medressa"CLICK HERE


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 24 فروردین ماه سال 1388 ساعت 17:59

آتشخانه ی ساسانی ِ کُنارسیاه  

تصویر 3 : آتشخانه ی ساسانی ِ کُنارسیاه در استان فارس که یک چهارطاق بسته و پوشیده است و شباهت عجیبی به لحاظ فُرم معماری با طاقنماهای ِ زیر ِ گنبدش با آرامگاه سامانی در بخارا دارد و می توان گفت که یک الگو برای آن بوده است.
دوست ِ همراهم در "بخارا" خانم "شهناز" (شَه نوزه) برایم تعریف می کرد که در بخارا هنوز این رسم در مراسم ازدواج برقرار است که داماد باید عروس را پیش از ورود به خانه ی نو، سه دور به دور  ِ آتش بچرخاند و اینکه خودش هم در مراسم ازدواج اش این رسم را بجای آورده ولی گمان نمی کند که یک سنت اسلامی باشد!
با شگفتی پاسخ دادم: البته که اسلامی نیست! این یکجور طواف به دور ِ آتش است و یک سنت زرتشتی است که بهدینان ِ عهد ساسانی در دالان ِ دورتادور  ِ چهارطاق های گشوده، گرداگرد ِ گنبدخانه ای که آتش مقدس را در زیر آن گذاشته بودند بجا می آورده اند.  

 

واینک بهار 

 

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo